شمعم که با شرار خودم گریه میکنم
دریایم و کنار خودم گریه میکنم

بی اختیار جای نفس آه میکشم
با آه بی شمار خودم گریه میکنم

روز مرا کبودی رویی سیاه کرد
هر شب به روزگار خودم گریه میکنم

بی تاب میشود حسن از یاد کوچه ها
با طفل بی قرار خودم گریه میکنم

بر جان خویش نیمه ی شب چیده ام لحد
حالا سر مزار خودم گریه میکنم

**سبک موجود نیست